تبليغاتX
به انتظار ظهور

به انتظار ظهور

گل نرگس

بین الحرمینت از بهشت خدا سره بخدا.....

وقتی از سفر عتبات عالیات برگشتم مهمترین جمله ای که به دوستام می

گفتم این بود که اگه بین الحرمین رو نبینید نصف عمرتون به هدر رفته ..... واقعا هم اینو از ته دل می گفتم . وقتی برای اولین بار خودم رو در بین الحرمین دیدم به آرا مشی رسیدم که وصف کردنش برای اونهایی که اونجا رو ندیدند  خیلی سخته . آدم احساس می کنه داره جایی قدم میزنه که بزرگانی مثل حسین و عباس و اکبر در اون تیکه  زمین  زیباترین صحنه های  معاشقه با خدای خودشون رو آفریدند. بار اولی که وارد بین الحرمین شدم از اون زمین خجالت می کشیدم چون فکر می کردم لیاقت پاگذاشتن روی اون زمین مقدس رو ندارم . اما مدتی که گذشت آخ که چه لذتی رو حس کردم . وقتی آدم تو بین الحرمین قدم میزنه دیگه هیچی از خدا نمی خواد  ، دیگه هیچ آرزویی نداره ، دیگه هیچ دعای مستجاب نشده ای نداره . مثل بچه ها هی از این سر بین الحرمین به سر دیگه می رفتم . یه طرف بارگاه  آقای بزرگوارم حسین و سمت دیگر هم عباس علمدار همچنان نگاهبان صحن و بارگاه ملکوتی برادر بزرگوارشون . از قدم زدن سیر نمی شدم . از خدا هیچی نمی خواستم . فقط خدا رو شکر می کردم که به من اجازه ورود به چنین مکانی رو داد . شاید باور نکنید ولی برعکس تصور خیلیها که ممکنه  فکر  کنند بین الحرمین یه مکانی پر از غم و اندوهه اما من می خوام بگم بین الحرمین به آدم ارامش میده . شاید برای همین میگن بین الحرمین امام حسین از بهشت خدا سره . این هم فقط حرف دل من نبود . همه همسفرهام همین رو می گفتند . نمی دونم ولی شاید علتش این باشه که ادم وقتی تو خونه ولایت پا می ذاره انگار تو خونه خودشه و به آرامش و راحتی می رسه . تو این میدون بزرگ و با صفا دلمون می خواست مرتب قدم بزنیم و به صحن و سرای دو  برادر بزرگوار نظر کنیم .... اهل بیت ما خانواده کرامت و رحمتند . نمی خوان مهمونهاشون کو چکترین ناراحتی داشته باشند و من اینو با تمام وجودم در بین الحرمین حس کردم .

یا با عبد الله....

کاش می شد یه بار دیگه بهم اجازه بدین تو بین الحرمینتون قدم بزنم . کاش بهم اجازه بدین یه بار دیگه شبهای قشنگ و با صفای بین الحرمین رو ببینم . کاش می شد یه بار دیگه هی تو بین الحرمین، بین دو حرم با صفا قدم بزنم و خدا رو به خاطر نعمت بزرگش شکر کنم . کاش می شد دوباره هوای با صفای بین الحرمین رو استنشاق کنم و به اون حالتی برسم که جز خدا و اهل بیت چیز دیگه ای تو این دنیا نخوام .........دوستت دارم حسین من

 

____________

امروز سر کلاس مدیریت ُ استاد حرف خوبی میزد  . میگفت ما عادت کردیم از نیروهای عقلی خودمون استفاده نکنیم و فکر می کنیم همه نیروهای ماوراء الطبیعه باید در خدمت ما باشند تا کارهای ما جفت و جور و ردیف بشه . دیدم حرف استاد واقعا حسابیه . ما آدمهای آخرالزمون بویژه که اگه از نوع شیعه هم باشیم خیلی راحت شونه از زیر بار خیلی از تکالیف و مسوولیتها خالی می کنیم به امید اینکه : ای بابا درست نمی شه . باید آقا بیان خودشون درست کنن . غافل از اینکه قرار نیست آقا تشریف بیارن تا تنبلیها و کم کاریهای شیعیان رو راست و ریست کنندد. اگه ما شیعه و منتظریم نمیشه به حساب شیعه بودن دست رو دست بگذاریم و تنبلی کنیم و آقا رو نعوذ بالله وکیل کارهای خودمون قرار بدیم .

در مقابل رشوه گرفتن و رشوه دادن سکوت میکنیم به بهونه اینکه آقا میاد . دنبال درس و کسب دانش نمیریم به بهانه اینکه آقا میاد . جلوی پارتی بازی رو نمی گیریم به این دلیل که آقا خودشون میان و درست می کنند . اگه قراره همه کارها رو دوش امام باشه پس ما چه کاره ایم . دیگه شیعه منتظر حضرت چه صیغه ایه / اتفاقا برعکس . من میخوام بگم خیلی کار داریم . باید خیلی بدونیم . باید خیلی کار کنیم باید خیلی فریاد بزنیم . باید خیلی از آبرومون برای حضرت مایه بذاریم تا رومون بشه اسممون رو شیعه منتظر آقا بذاریم .

__________________

هر چی شما بگید میگم بروی چشم

 

داشتم فکر می کردم چه کار کنم تا شما باور کنید بیاد شما هستم. تصمیم گرفتم هر روز یک سوره یس به روح  پدر بزرگوارتان امام حسن عسگری هدیه کنم . ولی با خودم گفتم : هنر که نکردم . روزی یه سوره خوندن که کاری نداره . شنیده بودم که شما فرموده بودین برای شیعیان بد وارث و بی وارث  دعا کنید . با خودم گفتم : بروی چشم آقا جون . روزی صد صلوات برای شادی روحشون می فرستم . اما نمی دونم آقا جون چرا دلم راضی نمیشه . احساس می کنم از شما خیلی دورم . میخوام بگم به من دستور بدین . از من بخواهین تا من بگم چشم آقاجون . اطاعت . با تمام وجود می پذیرم . اصلا من نوکرتون آقا . شما فقط امر کنید . بگید چه کنم تا به من عنایت کنید . چه کنم تا منو در لیست کلفتها و نوکراتون قرار بدین. چه کار کنم تا من هم در زمره کسانی قرار بگیرم که شما برای اونها دعا می کنید ؟ به خدا قسم دوست دارم آدم خوبی باشم . دوست دارم همه کارهام باعث شادی و خوشحالی شما بشه . ولی نمی دونم چطوری . اگه شما دستم رو نگیرید . اگه شما به من عنایت نکنید تو این دنیای وانفسا له و لورده میشم . دلم میخواد نفس کشیدنم هم به فرج شما کمک کنه . الان که دارم این سطور رو می نویسم اشک امانم نمیده ولی باور کنید راست میگم . دوست دارم فقط به شما تکیه کنم . فقط از شما حرف شنوی داشته باشم .فقط سرباز شما باشم . خونم فقط برای شمابریزه . جونم برای شما در بیاد . فقط به شما بگم بر روی چشم . ولی شما رو به مادرتون زهرا قسم میدم دستمو بگیرید . مرا در این وانفسای آخرالزمان تنها نگذارید . دوستتون دارم آقای مهربون و زیبای من.....

 

__________________

امان از دست ما آدمهای آخرالزمانی

ما آدمهای آخرالزمان هم عجب موجودات عجیب و غریبی هستیم و خودمون هم خبر نداریم .....

شب میلاد امام علی که از راه میرسه هی میگیم قربونت برم علی جان تو کشته عدالتی . تو مجسمه عدلی و ..... ولی راستی راستی همه ما اینقدر کشته مرده عدالتیم و میمیریم واسه یه اپسیلون رفتار عادلانه.....

خدا وکیلی ما تو زندگیمون چقدر پایبند عدالت و رفتار قانونمندیم ؟ اگر همین الان حضرت مهدی تشریف بیارن و به ما بگن فلان کار رو بکن که بظاهر به نفع ما نباشه چقدر اون کار رو از ته دل انجام میدیم و آیا اصلا انجامش میدیم ؟ یا اگر حضرت از ما بخوان که قانونی رو پیاده کنیم که در ظاهر به ضرر خود و  اعضای خانوادمون باشه چقدر بهونه میگیریم و دل حضرت رو خون میکنیم ؟

به نظر من یکی از ملاکهای خوبی که میتونه به ما کمک کنه تا خودمون رو در این وانفسای آخر الزمان ارزیابی کنیم اینه که اگر همین حالا و در غیاب حضرت به قانون و رفتار عادلانه پایبندیم و حرف حق رو اگر چه به ضرر خود و نزدیکانمون باشه بر زبون میاریم و به اون عمل میکنیم میتونیم  امیدوار باشیم که شاید و اونهم شاید پس از ظهور حضرت ان شاء الله از کسانی باشیم که با حضرت مخالفت نکنیم و الا مائی که الان خودمونو می کشیم واسه سنار سه شاهی امتیاز مادی و جلو افتادن به هر قیمتی از دیگران ، چطور میتونیم حکومت عدل حضرت رو تاب بیاریم . اگه دیر بجنبیم کلاهمون پسه ؟ حواسمون باشه نکنه ناخود آگاه و بر اثر عادت به برخی رفتارهای ناپسند در زمره مخالفان حضرت قرار گیریم و رفتار علی وارشون رو تحمل نکنیم ! خدا اون روز رو نیاره.....

 

__________________  

من نمی دونم شما بگيد؟

من نمی دونم شما بگید ؟ آخه ما موجودات آخرالزمانی چقدر پیچیده و عجیب و غریبیم .کجای تاریخ آدمها اینقدر مرموز و پیچیده بودند که ما هستیم . هر چی از گذشته ها  چه مسلمون چه غیر مسلمون می خونیم همش راستی و صفا و صداقت بوده . اما ما آدمهای آخرالزمونی انگار جسارتا ( گلاب روتون ُ روم به دیوار ) آخر همه حقه بازیها و سوء استفاده ها و کلک زدنهائیم . تازه کاش موضوع به اینجا ختم می شد !

موضوع دین و آیین و مقدسات که به میون میاد که دیگه نگو و نپرس . استادیم در استفاده های کاملا  شخصی و خصوصی از مسائل دینی . همچین قشنگ توجیه می کنیم که  بیا و  ببین . آی از دین مایه میذاریم . آی از مقدسات بهره برداری می کنیم و اصلا بی خیال این حرفها که هر رفتار کج ما به حساب شیعه امام باقر و امام صادق گذاشته میشه . ادعا رو هم که دیگه نپرس ......

 ما شیعه علی هستیم ....

 از ما بهتر پیدا نمی شه......

 فقط ما منتظر حضرت هستیم.....

 و هزاران حرف قشنگ بی پشتوانه عملی دیگه

 یکی نیست بگه اینقدر ادعا داری کو  عملت؟ کدوم کارو کردی که اینقدر هم سنگ امام زمان و انتظارو به سینت می کوبی ؟ چقدر از جونت مایه گذاشتی ؟ چقدر پول خرج کردی ؟ چقدر از آبروت مایه گذاشتی ؟ چقدر به خودت سخت گرفتی تا شیعه های دیگر آقا راحت باشند ؟ من نمیدونم دل حضرت چقدر خونه از دست این ادعاهای پوچ و تو خالی ما که نه بدرد دنیامون می خوره نه آخرتمون .فقط خودمون  فقط بچه هامون فقط خونوادمون..........

هی هم میگیم ما منتظریم تا صبح عدالت طلوع کند . خلاصه من نمی دونم . شما بگید که ما آدمهای آخرالزمانی چقدر مرموز و پیچیده ایم . شاید پاسخی برای سوال من پیدا شود ......

____________________

دنيا ازآن شماست غريبانه چرا مي گرديد؟

اصلا دنيا يعني شما.مگه بدون شما دنيا معني ومفهوم هم داره؟دنيا ومافيهاش همه فداي يه اپسيلون خاك پاي شما آقا.اگه گنجشكا تند وتند جيك جيك مي كنن /اگه بلبلا چهچهه مستانه سر ميدن/اگه قمريهاي نازنازي مرتب بانگ كوكو سر ميدن/ خلاصه هر پرنده اي كه آواز سر ميده به عشق شمامي خونه آقا...

بهار كه ميشه درختا به شوق ديدار شما

 

شكوفه مي دن/گلها به عشق شما مي

 

شكفن/سبزه ها به شوق شما سر از

 

خاك در ميارن/حتي خاك تيره و تار هم به

 

عشق شما به گلها و درختا غذا مي ده...

 

 

شما كه خودتون خوب مي دونين همه دنيا

 

منتظر شماست/من ديگه كي ام كه بخوام

 

چيزي بگم ؟فكر مي كنين چرا همه يه جور

 

دلتنگن ؟چرا همه يه جورايي بهانه مي

 

گيرن ؟چرا همه دارن مي نالن؟ هر كي رو

 

مي بيني ميگه افسردم / حوصله هيچ

 

كسي رو ندارم/چرا هيچ كس از ته دل

 

نمي خنده ؟چرا ميلياردرها هم شاد شاد

 

نيستن ؟چرا همه به نوعي از همه چي

 

خستن؟آقا/ شايد خودشون نتونن به زبون

 

بيارن كه چرا ؟ولي شما كه خوب مي

 

دونين دنيا و ما فيهاش دنبال شما

 

ميگرده.شما كه خوب مي دونين حتي

 

اونايي هم كه دارن براي دنيا گريه مي

 

كنن ته گريه شونرو كه ببيني  دلتنگي از

 

زمونه و تنهايي و غربت آدمهاش خوابيده.

 

آقا جون/ آدمها خستن / آدمها كلافن/حتي

 

پيشرفتهاي باور نكردني علم  هم

 

آرومشون نكرده؟آقا مردم دنيا با هر دين و

 

آئيني كه باشن دنبال آروم دلشون مي

 

گردن.آقا جون آدمها شمارو مي خوان اگر

 

چه نتونن دردشونو به زبون بيارن .آدمها

 

شما رو مي خوان/فقط هم شما .تعارف

 

هم نداريم /اهل هر قاره اي هم كه باشن

 

دنبال سرورشون مي گردن . آقا /آدما سر

 

گشتن نميخواين تشريف بيارين ؟  آدما

 

 

پريشونن نميخواين تشريف بيارين؟ا مردم

 

صاحبشونو مي خوان/مردم آروم جونشونو

 

مي خوان/ مردم روح گمشده شونو مي

 

خوان/ شما رو به خدا به خاطر اون بچه

 

هايي بياين كه شبها از گرسنگي

 

خوابشون نمي بره/ به خاطر اون مردهايي

 

بياين كه هر چي برا ي صاحب كارشون كار

 

مي كنن حقشونو نمي گيرن و شبها از

 

فرط بدن درد خوابشون نمي بره .به خاطر

 

اون پير زني بياين كه مرتب  از درد

 

استخوناش به خودش مي پيچه ولي پولي

 

نداره كه راهي بيمارستان بشه .به خاطر

 

اون بچه هايي بياين كه باباشون ماه به

 

ماهم نمي تونه غذاي درست و حسابي

 

بهشون بده .به خاطر اون دخترا وپسرايي

 

بياين كه از سر مخالفت با دين فروشان متظاهر دين خدا رو به ورطه فراموشي سپردن . به خاطر اون جوونايي بياين كه

 

همه چي رو به هم قاطي كردن و براي

 

رسيدن به آرامش به چيزايي مث قرص

 

ايكس پناه آوردن .شما رو به خدا به خاطر

 

اون آدمايي بياين كه توي اين دنياي وا

 

نفسا باورشون رو به همه چيز از دست

 

دادن و تو دنياي پوچي و هيچي مي

 

پلكن .به خاطر دخترا و زنهايي بياين كه

 

آدميتشون رو از ياد بردن و تو قرن بيست

 

ويكم تازه شدن برده هاي ارزون قيمت

 

سرمايه داراي غربي .آقا دنيا محتاج

 

شماست. دنيا تشنه شماست . جهان در

 

انتظار شماست.دنيا از آن شماست . شما

 

چرا غريبانه............

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 19:23  توسط سعید  | 

ٍٍٍٍٍٍسرود

 

 آقای من با کوله باری از عدالت خواهد آمد
او با نسیمی از نماهنگ سخاوت خواهد آمد

آقای من در صبحگاهی پر ز شبنم
با قامتی رعنا و با تیغ شجاعت خواهد آمد

آقای من در محملی غرق سعادت
در پهنه ای هم قد سینای رسالت خواهد آمد

آقای من بر شیعیان زیبا نظر کرد
او با کلامی قاطع و اوج صلابت خواهد آمد

آقای من مستظهر از نور الهی است
آقای من با قامت سبز هدایت خواهد آمد

آقای من زیبا کند جان جهان را
او با ردای احمد و تخت ولایت خواهد آمد

آقای من بر خستگان ره رئوف است
او با عصای موسی و لطف و عنایت خواهد آمد

آقای من در پرده غیب است اما
با ذوالفقار حیدر و مُهر امامت خواهد آمد

آقای من در انتظار عشق شیعه است
او با سپاهی عاشق پاک شهادت خواهد آمد

عمریست ما در حسرت روی چو ماهیم
آقای من در هاله ای ازنور و رحمت خواهد آمد

آقای من احیا کند رسم پیمبر
آقای من در محمل زیبای صفوت خواهد آمد

آقای من خنیاگر عشق حسین است
او با ردای سرخ و خونین شهادت خواهد آمد

آقای من بر هم زند دنیای مستی
آقای من با عطر جانبخش کرامت خواهد آمد

از تیغه شمشیر او ریزش کند عدل
آقای من در کسوت سبز عدالت خواهد آمد


آقای من چشمان ما بسته به راه است
آقای من با مرکب نور و رشادت خواهد آمد

 

 

نام مرا در جمع یاران می نویسی ؟




نام مرا در جمع یاران می نویسی؟

اسم مرا همراه خوبان می نویسی ؟


گرچه سراپا عذر تقصیرم اماما

آیا مرا از جان نثاران می نویسی ؟


من دوست دارم با شما همراه باشم

اسم مرا با دوستداران می نویسی ؟


یادش بخیر آن عاشقان پاک جبهه

آیا مرا از جان سپاران می نویسی ؟


یاران تو در جمع یاران هم غریبند

آیا مرا هم جزء آنان می نویسی ؟


یاران تو در خیمه ها غرق عزایند

آیا مرا از خیمه داران می نویسی ؟


یاران تو از هستی خود چون گذشتند

آیا مرا با سربداران می نویسی ؟


یاران تو راوی فتح کربلایند

آیا مرا هم با شهیدان می نویسی ؟


یاران تو در جمعه ها بی تاب هستند

نام مرا با جمعه داران می نویسی ؟

 

دانی چرا جدائیم از یاوران مهدی ؟

داشتم با خودم فکر می کردم که چرا غیبت باید اینقدر طولانی باشه ..... یاد اون حدیثی افتادم که اعمال ما شیعیان رو عامل تاخیر فرج امام مهدی عنوان می کنه .... دو شب پیش این ابیات را بر اساس این ذهنیت سرودم ......

دانی چرا جدائیم از یاوران مهدی ؟
دانی چرا بماندیم از پیروان مهدی ؟

دانی چرا نباشد عشقش به قلب خیره
دانی چرا رهائیم از راهیان مهدی ؟

هر صبح و شب به ناله گوئیم ای خدایا
آخر چرا نبینیم نور جمال مهدی ؟

ما در درون دلها ، دشمن به عدل و دادیم
آخر چگونه خواهیم دوران عدل مهدی؟

ما تشنه تقلب ، تزویر و آب و رنگیم
آخر چگونه گردیم از حامیان مهدی ؟

عادت شده به مردم ، سختی به جان مظلوم
آخر چگونه گردیم از مخلصان مهدی ؟

فرهنگ غیرت و عشق رفته است از دل ما
آیا دگر رهائیم از راه پاک مهدی ؟

تقوی شده به نام و اخلاص در زبانها
دیگر چگونه گردیم از زائران مهدی ؟

مستی شهوت و زور برده است غیرت ما
آخر چگونه برپا گردد قیام مهدی ؟

بس قلبها سیاه و بس چشمها به رنگ است
این چشمها نبیند دیگر جمال مهدی

این دستها دگر نیست در کار خیر و نیکی
دست خدا نباشد با دشمنان مهدی

در اندرونی خود مشتاق ربط و بندیم
آخر چگونه گردیم از عاشقان مهدی ؟

این قلبها به عشق شهرت ز شوق لرزد
قلب سیه نباشد چون جلوه گاه مهدی

از آه و اشک مظلوم دیگر دلی نلرزد
این دل چگونه باشد اندر سپاه مهدی ؟


چشمان ما به دنیا مفتون و خیره گشته
این چشمها نباشد چشم انتظار مهدی

ما در طریق عشقش صد خار و خش فشاندیم
آخر چگونه افتد بر ما نگاه مهدی ؟

مهدی به کرده هایم هر شب نظاره کرده
این کرده ها نباشد اندر رضای مهدی

نامش شده شفا و حلال مشکلاتم
در فکر من نیاید امدادهای مهدی

ای خالق دوگیتی برگیر پرده ها را
تا من به چشم بینم رخسار ماه مهدی

بنما عنایتی تا گردیم پاک و آزاد
غرق سرور گردیم با انقلاب مهدی


 

 

انفجاری به زمین و به زمان خواهد شد


نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
آری این وعده حتمی چو عیان خواهد شد

تو مباشی نگران از ستم اهل جفا
چشم ما هم به جمالش نگران خواهد شد
غم مخور از گذر عمر به دوران شباب

قسمت و لطف الهی به همان خواهد شد
قلب عالم ز فراقش شده چون زار و نحیف

نور مهدی به رگش چون شریان خواهد شد
به جهان خفه از مستی و بیداد و جفا

انفجاری به زمین و به زمان خواهد شد

خوش سرا ای دل حسرت زده از نغمه یار

نغمه ای بر نفس پیر و جوان خواهد شد

 

 

دعای عهد می خوانم


دعای عهد را برای بر آورده شدن حاجات نمی خوانم ، دعای عهد را برای آن زمزمه می کنم که بدانید دوستتان دارم یا ابا صالح المهدی


همیشه چشم برا هم دعای عهد می خوانم
سراپا در انتظارم دعای عهد می خوانم

طبیبی و دلها در انتظار مداوایت
دوا نمی خواهم دعای عهد می خوانم

مگر جز توام هست آرزو و تمنائی
شفا نمی خواهم دعای عهد می خوانم

به قطره های اشک دلسوختگان سوگند
جز تو نخواهم دعای عهد می خوانم

به دار دنیا ندارم هیچ آرزوئی
منا نمی خواهم دعای عهد می خوانم

کشاند عشق توام سوی کعبه مقصود
صفا نمی خواهم دعای عهد می خوانم

با امام رئوف در حریم گلشن قدس
رضا رضا خوانم دعای عهد می خوانم

تو دانی که با خواهرش بسته ام پیوند
دعا نمی خوانم دعای عهد می خوانم

دعا نمی خواهم ، دوا نمی خواهم ، صفا نمی خواهم
من تو را خواهم دعای عهد می خوانم


 

 

ای امید لحظه هایم دست نیلوفر بگیر

 

یا صاحب الزمان ، دختر من نیز همانند همه جوانان شیعه نیازمند دست یاری شماست تا در این وانفسای جهل و بی ایمانی و ظلمت راه را گم نکند ... یا صاحب العصر و الزمان دست نیلوفر بگیر


ای امید لحظه هایم دست نیلوفر بگیر

ای تو تک بیت سرودم دست نیلوفر بگیر


تو امامی و منم پروانه ات

ای شکوه شعرهایم دست نیلوفر بگیر


دخترم در گیر و دار شیطنتهای هواست

ای تمام عشق پاکم دست نیلوفر بگیر


دخترم نادیده ظلم و جور و مستی زمان

ای طبیب درد هایم دست نیلوفر بگیر


دخترم کم تجربه در این غریبستان سخت

ای صفای شعر هایم دست نیلوفر بگیر


مهربانی و برای شیعیان تک گوهری

ای قریب لحظه هایم دست نیلوفر بگیر



 

 

در فراقت روز و شب از دیده گریانم هنوز



در فراقت روز و شب از دیده گریانم هنوز

پیر شد روح جوان از درد بیمارم هنوز

کاش می شد گویمت ای مامن و ماوای من

تا سحر بهر وصالت چشم در راهم هنوز

گرچه از تنهائی و اندوه یاران خسته ام

با امید عشق تو با سربدارانم هنوز
ای امید اخرین و ای بهشت آرزو

بهر دیدار رخت در کوچه بازارم هنوز

لعل شیرین لبت را چون چشیدم در شفا
از برای یاریت در جمع یارانم هنوز

ای گل خوشبوی باغ احمدی

با شمیم عطر تو در سبزه زارانم هنوز


 

 

ای وای بر دل من ....


ای وای بر دل من گر در رهت نباشد

ای وای بر دل من گر بر غمت نباشد


عمریست در ره تو با شوق دل دویدیم

ای وای بر دل من گر همدلت نباشد


سوز و غم و طلب را با جام سر کشیدیم

ای وای بر دل من گر غمخورت نباشد


ما کودکان خود را با نام تو بخواندیم

ای وای بر دل من گر محملت نباشد


ما جامه های غم را با یاد تو فکندیم

ای وای بر دل من گر مشهدت نباشد


یک عمر با خیالت روز و شبان سپردیم

ای وای بر دل من گر صادقت نباشد


هر صبح بهر رویت تا شب به شوق رفتیم

ای وای بر دل من گر مشفقت نباشد


در مروه و منا هم با عشق تو دویدیم

ای وای بر دل من گر بر یمت نباشد


در کربلا بیادت پیمان شوق بستیم

ای وای بر دل من گر عاشقت نباشد


من سفره دلم را پیش تو باز کردم

ای وای بر دل من گر مخلصت نباشد


 


زنده می مانم

 

امام بزرگوارم ، ان شاء الله زنده می مانم تا در راهت قدم بردارم و در راه رضای شما تلاش کنم ان شاء الله

زنده می مانم که از پایت مغیلان برکنم

زنده می مانم که بر راهت گلاب ناب کاشان برزنم

چون که ره بس دوشوار است و قوی یاران قلیل

زنده می مانم که از راهت ثقیلان برزنم

خون جگر شد یار من از سختی این انتظار

زنده می مانم که در گوشش نوای پای کوبان برزنم

آه ای یاران چه شد پایان این شام فراق

زنده می مانم که بر قلبش نوای نور باران برزنم

من ندانستم چرا پایان ندارد این خفا

زنده می مانم نقاب از روی رخشان برزنم

خسته شد روح عدالت زین همه جور و جفا

زنده می مانم بساط دیو سانان بر زنم

چون سیه شد قلب پاکان زآفت زور و ریا

زنده می مانم غبار از دامن این پاک رویان برزنم

ای خدای خالق زیبایی و عشق و امید


زنده می مانم که تا مهرش به قلب نیک یاران برزنم


ای خدا مردم از این شرمندگی

 

این سروده را تقدیم می کنم به خانواده پر کرامت رسول اکرم صلوات الله علیهم که بزرگترین سرمایه زندگیم هستند ....



هر چه می گویم ز اولاد علی
باز هم افزون شود شرمندگی

هر چه گویم خوش اجابت می کنند
ای خدا مردم از این شرمندگی

از دل معصومه اش شرمنده ام
گشته ام افسون این شرمندگی

عشق زهرا در دلم آتش زده
کشته شد نفسم از این شرمندگی

از بدیهایم چنان بگذشته اند
گشته ام مدیون این شرمندگی

من نگفته او کرامت می کند
ای خدا شرمم از این شرمندگی

هر چه می گویم چنان پاسخ دهند
قلب من مسحور این شرمندگی

بیت اولاد علی بیت وفا­ست
ای خدا قربان این شرمندگی

دست زهرا دست امداد خداست
ای فدای شاه این شرمندگی

با حسینش در کنار شط خون
من شدم سیراب این شرمندگی

از رضای مهربان دارم حیا
ای فدای خانه شرمندگی

از کرامت گشته ام دیوانه من
تا به کی مسحور این شرمندگی

ای خدا باب کرامت را مبند
تو فزونی ده به این شرمندگی

 

ز ندبه می کنم هر دم شکایت

 

ز ندبه می کنم هر دم شکایت

ز ندبه می کنم هر دم شکایت

چرا محروم ماندیم از ولایت


چرا فریاد ما پاسخ ندارد

چرا آکنده گشتیم از خسارت


چرا اشک سحر محتاج آب است

چرا بیگانه گشتیم از رسالت


مگر مولای ما اینجا غریب است ؟

که سینه گشته خالی از صداقت


چرا چشمان ما بیگانه از اوست ؟

چرا ناکام گشتیم از امامت ؟


چرا از روی دلدارش غریبیم ؟

چرا محروم ماندیم از عنایت ؟


مگر مولای ما یاری ندارد ؟

که اینگونه جدائیم از هدایت ؟


چرا در کوی و برزن بی نصیبیم

ز انفاس شفا بخش کرامت ؟


قلوب ما مگر الفت ندارد ؟

که خالی گشته ایم از هر سخاوت


چرا گلدسته ها غرق عزایند ؟

به غمهای نوشته در حکایت


یقین این ندبه ها ندبه ندارد

که ما وامانده ایم از این ولایت


بنا شد مهدیه در هر محله

ولی کو عاشق مست امامت ؟


الا ای خالق بخشنده ما

عنایت کن به ما بهر رسالت


که تا سوزیم در عشق لطیفش

شویم از سینه چاکان شهادت


شهادت در ره آن مصلح کل

که تا سر مست گردیم از شفاعت

 


دلم ترنمی عاشقانه می خواهد….


آقای بزرگوارم .... همه حرف و حدیثها بهانه است . دلم تنها شما را می خواهد . باقی دیگر هیچ ....


دلم ترنمی عاشقانه می خواهد

دلم نیم بیتی فکورانه می خواهد


در این کشاکش تزویر و چند رنگی

دلم سلامی مخلصانه می خواهد


من از تعفن بی هویتی گریزانم

دلم سروده ای صادقانه می خواهد


به برگ برگ شکوفه های بهار

دلم صفایی صوفیانه می خواهد


کجاست آن یکه سوار عرصه عشق

دلم زیارتی عارفانه می خواهد


به قطره های شبنم سپیده دم سوگند

دلم صلابتی سرفرازانه می خواهد


چرا ز بیرون تمنا کنم شوقی ؟

دلم سروری شاعرانه می خواهد


فسرده است روحم از سفسطه ها

دلم حکمتی بخردانه می خواهد


پر ملال گشته ام از چرندیات و پرند

دلم دست خطی فهیمانه می خواهد


چرا به راه تغافل روند اهل وفا

دلم درک هوشمندانه می خواهد


دنیای مدعی شکسته است قلب مرا

دلم نسخه ای طبیبانه می خواهد


چرا سست عزم گشته اند اهل صفا

دلم اراده ای جسورانه می خواهد


به همراهی دوستان عهد عتیق

دلم ضیافتی کریمانه می خواهد


خسته از قیل و قال دنیایم

دلم سکوتی مدبرانه می خواهد


من از کم دلان بی جرئت پریشانم

دلم شهامتی استوارانه می خواهد


کجاست همره صدیق ، چه شد عشق لطیف

دلم نصیحتی مشفقانه می خواهد


سخن کوتاه یاران بی ادعا

دلم حقیقتی جاودانه می خواهد

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 19:22  توسط سعید  | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

اللهم رب النور العظيم و رب الكرسي

 

الرفيع و رب البحر المسجورومنزل التورات و

 

الانجيل و الزبورو رب الظل والحرورو منزل

 

 

القرآن العظيم و رب الملائكه المقربين

 

والانبياء والمرسلين .اللهم اني اسئلك

 

بوجهك الكريم وبنور وجهك المنير و ملكك

 

 

القديم . يا حي يا قيوم اسئلك باسمك

 

 

الذي اشرقت به السموات والارضون

 

وباسمك الذي يصلح به الاولون والاخرون

 

يا حيا قبل كل حي ويا حيا بعد كل حي ويا حيا حين لا حي يا محيي

 

الموتي و مميت

 

الاحياء.يا حي لا اله الا انت.اللهم بلغ مولانا

 

الامام الهادي المهدي القائم بامرك صلوات

 

الله عليه وعلي آبائه الطاهرين عن جميع

 

المؤمنين والمؤمنات في مشارق الارض

 

ومغاربها سهلها وجبلها وبرها و بحرها و عني و عن والدي من الصلوات

 

 زنه عرش

 

الله ومداد كلماته و ما احصاه علمه و احاط

 

به كتابه.اللهم اني اجدد له في صبيحه

 

يومي هذا و ما عشت من ايامي عهدا و

 

عقدا و بيعه له في عنقي لا احول عنها ولا ازول ابدا اللهم اجعلني من

 

انصاره و اعوانه

 

والذابين عنه والمسارعين اليه في قضاء

 

حوائجه والممتثلين لاوامره والمحامين عنه

 

والسابقين الي ارادته والمستشهدين بين

 

يديه .اللهم ان حال بيني و بينه الموت

 

الذي جعلته علي عبادك حتما مقضيا

 

فاخرجني من قبري مؤتزرا كفني شاهرا سيفي مجردا قناتي ملبيا دعوه

 

الداعي

 

في الحاضر والبادي اللهم ارني الطلعه

 

الرشيده والغره الحميده واكحل ناظري

 

بنظره مني اليه وعجل فرجه وسهل

 

مخرجه واوسع منهجه واسلك بي محجته وانفذ امره واشدد ازره واعمر

 

اللهم به

 

بلادك واحي به عبادك فانك قلت وقولك الحق ظهر الفساد في البر والبحر

 

بما

 

كسبت ايدي الناس فاظهر اللهم لنا وليك

 

وابن بنت نبيك المسمي باسم رسولك

 

حتي لا يظفر بشئ من الباطل الا مزقه

 

ويحق الحق ويحققه واجعله اللهم مفزعا

 

لمظلوم عبادك وناصرا لمن لا يجد له ناصرا

 

غيرك ومجددا لما عطل من احكام كتابك

 

ومشيدا لما ورد من اعلام دينك وسنن نبيك

 

صلي الله عليه وآله واجعله اللهم ممن

 

حصنته من باس المعتدين .اللهم وسر نبيك

 

محمدا صلي الله عليه وآله برؤيته ومن تبعه

 

علي دعوته وارحم استكانتنا بعده .اللهم

 

اكشف عنا هذه الغمه عن هذه الامه

 

بحضوره وعجل لنا ظهوره انهم يرونه بعيدا

 

ونريه قريبا برحمتك يا ارحم

 

الراحمين .

            

 العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان  

 العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان  

العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان  

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 16:18  توسط سعید  | 

گـل نرگـس فدای رنگ و بویت

نصـیبم کـی شـود دیـدار رویـت ؟

گــل نرگـــس تـو که زیبــاترینی

میـان هر دو عــالم  بهـــترینی

گـل نــرگـــس تو که مـهد وفایی

نــــگار دلــربـا  و  با صـــفایی

گـل نـرگــس مـکن تـو نـا امـیدم

کـه عــمرم داده و مِهرت خـریدم

بـه دل دارم امید ، تا زنده هستم

رسـد بر دامن مـهر تو ، دستم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 16:53  توسط سعید  | 

مــیرســد از راه مــردی از دیـار آشنــایی

بــر زبانـش مهــربانی در نـگاهش روشنـایی

روشـنایــی میدهـد خورشــید را بـرق نگاهـش

مـیگـذارد آسمان هـر روز پیشانی به راهـش

مـیرسد مــهدی به دستش تیــغ ســرخ اقتدار

تابگــیرد انتقــام از زخــم های بــی شــمار

تــا بگــوید پاسـخی بــر نـالـه هـای انتــظار

لافــتـی الا علــی لا سـیف الا ذوالــفــقار

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 16:52  توسط سعید  | 

 غزل تر از غزل انتظار من برگرد

ابر ستاره شبهای تار من برگرد

کرشمه ای کن و چشمی خمار و در عوضش

تمام هستی و دار و ندار من برگرد

میان گرد و غبار گمان ترک برداشت

فسیل باور ایل و تبار من برگرد

بیا به یاری این پای ناتوان افسوس

پر از گناه شده کوله بارمن برگرد

بکوب بر دف و با رقص تیغ عریانت

بچرخ دور جنون مدار من برگرد

شهید کن عطشم را شتاب کن موعود

به سررسیده دگر انتظار من برگرد   
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 16:51  توسط سعید  | 

نبى به بوى بهشتى تو ارادت داشت

على به جلوه هر روزه تو عادت داشت

کدام نور ز مصراع بيت تو جوشيد

که شعله هم به در خانه‏ات ارادت داشت

براى خاطر حيدر به تازيانه نشست

کدام دست چنان دست تو عبادت داشت؟

براى ضربه ديگر به ديدنت آمد

که گفته دشمن تو نيّت عيادت داشت؟

پس از تو اى گل نشکفته پرپر اين بلبل

ز شام تا به سحر ناله‏ها به يادت داشت

قسم به سوره خاکى چادرت بانو

به درک قدر تو بايد فقط سعادت داشت
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 16:50  توسط سعید  | 

خلفاى عبّاسى بنا بر عادت معمول خويش، هر گاه فرصتى براى كشتن ‏اولياء اللَّه مى ‏يافتند، فوراً آنها را به زهر از پاى در مى ‏آوردند. معتصم نيز، امام حسن عسكرى ‏عليه السلام را به زهر شهيد كرد و سپس درصدد يافتن فرزندِ آن‏حضرت بر آمد تا او را نيز از ميان بردارد و به خيال‏ خويش دنباله امامت را نيست و نابود گرداند. معتصم عده ‏اى را به خانه امام فرستاد تا هر كه و هر چه در آنجاست ‏توقيف كنند. احمد بن عبد اللَّه بن ‏يحيى بن خاقان پسر وزير معتصم در اين باره مى ‏گويد: چون امام حسن عسكرى بيمار شد. پدرم به من پيغام داد كه امام بيمار شده. آنگاه خود همان لحظه سوار شد و به دارالخلافه رفت و سپس باپنج نفر از خادمان ‏معتصم شتابان بازگشت. همه آنان ‏از افراد مورد وثوق و خواص خليفه بودند. يكى از آنها هم "نحرير" بود. پدرم ‏به آنها دستور داده بود در خانه حسن بن على باشند و اوضاع و احوال او رازير نظر بگيرند. همچنين در پى عده ‏اى از پزشكان فرستاده بود و به آنان ‏دستور داده بود كه در خانه امام حسن عسكرى رفت و آمد كنند و هر بام ‏وشام از او پرستارى و مراقبت كنند. چون دو روز از اين ماجرا گذشت، كسى نزد پدرم آمد و به وى خبرداد كه آن‏حضرت بيمارى ‏اش شدت يافته و ضعيف شده است. پدرم ‏سوار شد و به خانه آن‏حضرت رفت و به پزشكان دستور داد بخوبى حال ‏آن‏حضرت را تحت نظر بگيرند. همچنين در پى قاضى القضات فرستاد و به‏ او دستور داد كه پيش او بيايد و ده تن از كسانى را كه به دين و امانتدارى ‏و پرهيز گارى آنان مطمئن است، انتخاب كند و با خود بياورد. آنگاه‏ تمام آنها را به خانه امام حسن فرستاد و بديشان تكليف كرد كه شبانه روز همانجا بمانند. آنها در آنجا بودند تا آنكه امام حسن عسكرى ‏عليه السلام ‏درگذشت. رحلت او چند روز گذشته از ماه ربيع الاوّل سال 260 واقع‏ شد. با رحلت او سامراء يكصدا ناله بر مى ‏آورد كه ابن الرضا از دنيا رفت. خليفه عدّه ‏اى را به خانه آن‏حضرت فرستاد تا خانه و اتاقها را بازرسى‏ كنند و هر آنچه در خانه است مهر و موم نمايند و نشان فرزند آن‏حضرت ‏را بجويند. بدين گونه قدرت جاهلى و استكبارى مى ‏كوشيد، ريشه ‏هاى امامت را از بيخ بركند و حركت اصيل مكتبى را دستخوش نابودى سازد. امّا به ‏مقصود خود نايل نيامدند كه دست خداوند بر فراز دستان آنها بود. يُرِيدُونَ أَن يُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ‏الْكَافِرُونَ؛ "خواهند پرتو خدا را با دهان هاى خويش فرو نشانند امّاخداوند چنين نخواهد مگر آنكه پرتو خويش را به انجام رساند، هر چند كه ‏كافران نا خوش دارند."

 

پنهان بودن ميلاد حجّت اللَّه:

پيامبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي از فرزندان من است، نامش نام من (م ح م د) و كنيه اش كنيه من (ابوالقاسم) مي باشد، ‌در صورت و سيرت از همه كس به من شبيه تر است. براي او غيبتي است كه در آن مردم دچار حيرت مي گردند و بسياري از دسته ها و گروههاي مردم، گمراه مي شوند، آنگاه مانند ستاره تاباني از پرده غيبت بدر آيد و زمين را پر از عدل و داد كند آن چنان كه پر از ظلم و ستم شده باشد.

 

مباركش بيان مي گردد.

 

  1-             مهدي

 از حضرت امام جعفر صادق (ع) روايت شده است كه فرمود: هنگامي كه قائم قيام نمايد، بار ديگر مردم را به اسلام دعوت مي كند و به احكام از بين رفته و فراموش شده آن آشنا مي گرداند و چون از جانب خداوند به امور گمشده و از ميان رفته راهنمايي مي شود،‌ او را مهدي مي گويند.

  2-             قائم

ابوحمزه ثمالي گويد: از حضرت امام محمد باقر (ع) پرسيدم: اي پسر رسول خدا! مگر همه شما ائمه، قائم به حق نيستيد؟ فرمود: بلي. عرض كردم: پس چرا فقط امام زمان (ع) قائم ناميده شده است؟‌ فرمود: چون جد م امام حسين (ع) به شهادت رسيد،‌ صداي ناله فرشتگان برخاست و به شدت به درگاه الهي گريستند و گفتند: پروردگارا! آيا قاتلين بهترين بندگان و زاده اشرف مخلوقات و برگزيده آفريد گانت را به حال خود مي گذاري؟ خداوند به آنها وحي فرستا د كه اي فرشتگان من آرام گيريد، ‌به عزت و جلالم سوگند،‌از آنها انتقام خواهم گرفت، هر چند بعد از گذشت زمانها باشد. آنگاه پروردگار عالم، امامان از اولاد امام حسين (ع) را به آنها نشان داد و فرشتگان از ديدن آنان مسرور گشتند. ناگاه ديدند يكي از آنها ايستاده است و نماز مي گزارد. خداوند فرمود: به وسيله اين قائم از آنها انتقام مي گيرم.

صقربن دلف مي گويد به امام محمد تقي (ع) گفتم: اي فرزند رسول خدا! چرا آن حضرت را قائم مي گويند؟ ‌امام در پاسخ فرمودند: زيرا آن حضرت بعد از آن كه نامش از خاطرها فراموش مي شود و اكثر معتقدين به امامتش از دين خدا بر مي گردند، قيام مي كند.

از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: آن حضرت را به جهت اين كه براساس حق قيام مي كند، ‌قائم مي نامند.

  3-             منتظر

صقربن دلف از امام جواد (ع) پرسيد: چرا آن حضرت را منتظر مي گويند؟‌ فرمود: چون براي مدتي طولاني غيبت مي نمايد. افراد با اخلاص منتظر ظهورش خواهند بود. و اهل شك و ترديد وجود  وي را انكار مي كنند. و منكران چون يادي ا زاو مي شود تمسخرمي كنند! كساني كه وقت ظهور را تعيين مي كنند، دروغ مي گويند، ‌شتاب  كنند گان به هلاكت مي رسند و آنها كه در مقام تسليم هستند، ‌رستگاري مي يابند.

  4-             منصور

از امام محمد باقر (ع) روايت شده است كه آن حضرت در تفسير آيه شريفه و من قتل مظلوما (و آن كس كه به ستم كشته شده است) فرمود: او حسين بن علي (ع) است. و در مورد بقيه آيه فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف في القتل انه كان منصورا (براي ولي او سلطه (حق قصاص) قرار  داديم پس در كشتن زياده روي نكنيد چون او منصور (مورد حمايت) است)  فرمود: خداوند مهدي را منصور ناميد.

 

نهي از بردن نام حضرت

 از ابوهاشم جعفري نقل است كه گويد: شنيدم حضرت امام علي النقي (ع) مي فرمود: جانشين من فرزندم حسن است. ولي چگونه خواهد بود براي شما وضع جانشين او؟!

 گفتم: چرا فدايت گردم؟!

 فرمود: شما او را نمي بينيد و بر شما روا نيست كه نام او را ببريد.

 گفتم: پس چگونه ا ز او ياد كنيم؟

 فرمود: بگوييد حجت از آل محمد كه درود و سلام خدا بر او باد.

پيغمبر اكرم (ص) فرمودند: مهدي مردي از فرزندان من است. رنگ پوست او، رنگ نژاد عرب و اندامش چون اندام فرزندان حضرت يعقوب (ع) (قوي  و بلند قامت) است و خالي بر گونه راست او مي باشد.

 

 

امام زمان (عج) در روايات معصومين (ع):

 علي بن جعفر از برادرش حضرت امام كاظم (ع) پرسيد: تفسير آيه «قل ارايتم ان اصبح ماوكم غورا فمن ياتيكم بماء معين» (بگو: به من خبر دهيد اگر آبهاي (سرزمين) شما در زمين فرو رود، چه كسي مي تواند آب جاري و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟

 ‌سوره ملك،آيه30)

 حضرت فرمود: يعني هرگاه امام خود را از دست بدهيد و ديگر او را نبينيد،‌ چه خواهيد كرد؟!

 

غيبت امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

 براي امام زمان (عج) دو غيبت است، غيبت صغري و غيبت كبري،  غيبت صغري از آغاز امامت آن حضرت، سال 260 شروع مي شود و تا نزديك به هفتاد سال ادامه مي يابد و پس از آن غيبت كبري آغاز مي شو دكه تاكنون ادامه دارد. در زمان غيبت صغري، چهار نفر نايب مخصوص، واسطه ميان آن حضرت و شيعيان بودند. اسامي آنان به ترتيب زير است:

 1-  ابوعمرو عثمان بن سعيد العمري،  وي از يازده سالگي در خدمت امام هادي(ع) بوده و از طرف آن حضرت و بعد از سوي امام حسن عسكري (ع) و سپس امام زمان عجل الله  تعالي فرجه الشريف، وكالت داشته است. مدت نيابت او ازامام زمان (ع) حدود 5 سال بوده است.

 2-  ابوجعفر محمدبن عثمان العمري كه حدود 40 سال نايب امام زمان (ع) بوده و در سال 304 يا 305 هـ ق از دنيا رفته است.

 3-    ابوالقاسم حسين بن روح نوبختي كه تا سال 326 هـ ق درحدود23 سال نايب حضرت بوده است.

 4-  ابوالحسن علي بن محمد سمري، وي تا ماه شعبان سال 329 هـ ق به مدت 3 سال نايب امام زمان (ع) بوده است و چند روز قبل از وفات او اين توقيع از جانب آن حضرت برايش ارسال شد:

 بسم الله الرحمن الرحيم، يا علي بن محمد السمري! اعظم الله اجر اخوانك فيك:‌ فانك ميت ما بينك و بين سته ايام؛‌فاجمع امرك و لا توص الي احد، فيقوم مقامك بعد وفاتك فقد وقعت الغيبه التامه فلا ظهور الا بعد اذن

 الله تعالي ذكره و ذلك بعد طول الامد و قسوه القلب و امتلاء الارض جوراً....... (بحارالانوار. ج 51، ص 361، ح 7، به نقل از غيبت شيخ طوسي و  كمال الدين )

 بسم الله الرحمن الرحيم. اي علي بن محمد سمري! خداوند در مرگ تو به برادرانت پاداش فراوان عطا فرمايد، چرا كه تو تا شش روز ديگر خواهي مرد، پس به كارهاي خود رسيدگي كن و به هيچ كس به عنوان جانشين خود وصيت منما كه غيبت كامل واقع شده است، و من ظهور نخواهم كرد مگر بعد از اذن پروردگار عالم، و اين بعد از گذشت زمانهاي طولاني و سنگ دل شدن مردم و پر شدن زمين از ستم خواهد بود.

 

 حفظ دين در زمان غيبت

 قال موسي بن جعفر(ع) طوبي لشيعتنا المتمسكين بحبنا في غيبه قائمنا الثابتين علي موالاتنا و البراءه من اعدائنا، اولئك منا و نحن منهم، قد رضوا بنا ائمه و رضينا بهم شيعه و طوبي لهم،‌ هم و الله معنا في درجتنا

 يوم القيامه. (بحارالانوار. ج 51، ص 154، ح 4، به نقل از كمال الدين و عيون اخبارالرضا)

 حضرت امام موسي كاظم (ع) فرمود: خوشا به حال آن دسته از شيعيان ما كه در غيبت قائم ما به دوستي ما چنگ مي زنند و بر محبت ما ثابت مي مانند و از دشمنان ما بيزاري مي جويند. آنها از ما و ما از آنها هستيم. آنها به ما به عنوان امامانشان  د لبسته اند  و ما نيز از آنها خشنود مي باشيم. خوشا به حال آنان! به خدا قسم، آنان روز قيامت در درجه ما خواهند بود.

 

فضيلت شيعيان در زمان غيبت

از حضرت عبدالعظيم حسني نقل شده است كه گفت:‌حضرت امام جواد (ع) فرمود: بهترين كارهاي شيعيان ما، انتظار فرج امام زمان است.

 ورد في التوقيع بخط مولانا صاحب الزمان (ع) ... اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج، فان ذلك فرجكم.... (بحارالانوار. ج 51، ص 154، ح 4، به نقل از كمال الدين و عيون اخبارالرضا)

 در توقيعي كه به خط امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف نوشته شده، آمده است: براي تعجيل فرج، بسيار دعا كنيد، ‌زيرا خود دعا كردن براي تعجيل فرج، فرج است.

 

انتظار فرج

مرحوم سيد بن طاووس در كتاب مهج الدعوات از حضرت صادق (ع) روايت مي كند كه آن حضرت فرمودند:

 به زودي به شبهاتي برخورد مي كنيد بدون اين كه دسترسي به دانش و يا امام هدايت كننده داشته باشيد، هيچ كس ازاين شبهه ها نجات نمي يابد، مگر آن كس كه دعا كند به دعاي غريق؛ راوي پرسيد: دعاي غريق چيست؟‌حضرت فرمودند:

 يا الله يا رحمن يا رحيم يا مقلب القلوب ثبت قلبي علي دينك. (صحيفه مباركه مهديه، ص 221، به نقل از مهج الدعوات، ص 396)

 زراره از امام صادق (ع) نقل كرده است كه حضرت فرمودند: چون زمان غيبت را درك كردي همواره اين دعا را بخوان:

 اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك ضللت عن ديني. (بحارالانوار. ج 52، ص 147-146، ح70 ، به نقل از اصول كافي و كمال الدين)

 

 توسل به امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

 در توقيعي كه از ناحيه مقدسه امام زمان (ع) براي مرحوم شيخ مفيد نوشته شده، آمده است:

 ...... انا غير مهملين لمراعاتكم و لا ناسين لذكركم و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواء واصطلمكم الاعداء فاتقوا الله جل جلاله.... (بحارالانوار. ج 53، ص 175،  به نقل از احتجاج طبرسي)

 ما در رعايت حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم و اگر جز اين بود،‌ از هر سو گرفتاري به شما رو مي آورد و دشمنان، شما را از ميان مي بردند،‌ پس تقواي الهي پيشه سازيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 15:36  توسط سعید  | 

مناجات

إِلَهِي وَ أَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفا وَ مِنْكَ خَائِفا مُرَاقِبا يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما كَثِيرا.

الهى... و به نور عز «مناعت‏بخش» خود كه از هر چيز مسرت انگيزتر است، مرا ملحق فرما تا معرفتم فقط از آن تو باشد و از غير تو روى گردان شوم و فقط از تو خائف و مراقب باشم، اى صاحب صفات قهر آميز جلال و لطف و مهر انگيز جمال، و درود و تسليم كثير خداى تعالى بر محمّد پيامبرش و بر آل طاهرين او باد.

 

إِلَهِي لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّي قُنُوطَ الْإِيَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ إِلَهِي إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ إِلَهِي إِنْ حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِي الْيَقِينُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ إِلَهِي إِنْ أَنَامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ إِلَهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ وَ لا يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ

الهى هرگز يأس و نوميدى را بر حسن اعتقاد به رحمتت چيره نساختم و هرگز رشته اميدم به كرم نيكويت منقطع نگرديد. الهى اگر خطاهايم مرا نزد تو ساقط ساخت، به حسن توكلى كه بر تو دارم از من درگذر. الهى اگر گناهانم از اوج مكارم لطفت به حضيض بى آبروئيم فرو افكند، سروش يقين، مرا به كرم عطوفتت آگهى و نويد داد. اى خدا اگر غفلت مرا از آمادگى لقاى تو به خواب غرور مبتلا ساخت، معرفت به نعمتهاى كرامتت بيدارم نمود. اى خدا، اگر كيفر عظيم تو مرا به آتش مى‏خواند، پاداش جزيل تو مرا به بهشت مى‏خواند، پس اى خدايم فقط از تو مسألت دارم و به سوى تو، ابتهال و زارى و اشتياق دارم، و از تو خواهانم كه صلوات و درود بر محمّد و آلش فرستى مرا از آنهايى قرار ده كه دائم به ياد تواند، و هرگز با تو پيمان‏شكنى نكنند و از شكر و سپاست لحظه ‏اى غفلت نمی ‏ورزند، و فرمانت را هيچگاه سبك نمی ‏شمرند.

 

 

إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ


الهى وارستگى از هر چيز و وابستگى و پيوستگى كامل به آستانت را موهبتم فرما و ديدگان دل ما را به فروغ نظر به خود، روشن ساز، تا ديدگان دل ما حجابهاى نور را بدرد و به معدن عظمت واصل شود و جانهاى ما همچون شعاع بعزّ قدست، آويخته گردد.


إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا


آلهى (مرا مظهر الهيّت خويش گردان) و از آنم قرار ده كه ندايش فرمودى اجابتت نمود، و اندك نظرى كه به وى افكندى مدهوش جلالت گرديد، پس تو با او به پنهانى راز گفتى، و او در آشكار براى تو مخلصانه عمل كرد.

 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ
خداوندا... بشنو دعايم را هنگامى كه تو را مى‏خوانم و بشنو فريادم را هنگامى كه تو را به فرياد مى‏خوانم و به من التفاتى فرما هنگامى كه به پنهانى راز و نيازم را بر تو مى‏گشايم‏


فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي


خداوندا دعايم را بشنو... كه به سويت گريخته‏ام و با حال خوارى و ناتوانى در محضرت ايستاده‏ام و به خاطر بخشايندگى كه در آستانت سراغ دارم، پاداش نيك را اميدوارم و تو مى‏دانى آنچه در نفس من است و از حاجتم باخبرى و به ضميرم عارفى، و منزل نهايى و اقامتگاه ابديم بر تو پوشيده نيست، و آن سخنى را كه مى‏خواهم اظهار كنم و مطلبى را كه مى‏خواهم به زبان آورم و براى عافيت خويش اميدوارم، قبل از اظهار و بيان، بر همه آنها آگاهى‏.

وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمْرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي

خداوندا... در حالى كه اطمينان دارم سرنوشتهاى حاكم بر امور باطن و ظاهرم كه تا پايان عمرم از من سر مى‏زند، اى سيّدم، بر من جارى است و فقط به دست تو است، نه به دست غير از تو فزونى و كاستى و سود و زيانم در آنها راه دارد.

إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي

اى قبله همه حاجاتم اگر از خيرات و بركات محرومم سازى، كيست آن كس كه روزيم گرداند؟ و اگر خوار و بى يارم فرمايى كيست آن كس كه ياريم نمايد؟

إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ إِلَهِي إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَيَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ

الهى از خشم و نزول انتقامت به خودت پناه مى‏آورم، الهى اگر من شايسته رحمتت نيستم، امّا اين تويى كه شأنيّت جود و بخشايش بفضل رحمت گسترده‏ات را به من دارى.

إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ‏] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ إِلَهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يُدْنِنِي [يَدْنُ‏] مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي

الهى مى‏بينم كه نزديك است نفس من در محضرت به بازداشت درآيد، در حالى كه حسن توكلم بر تو سايه بر وى افكنده پس آنچه كه تو اهل آنى خواهى فرمود و مرا به عفو خود مستور مى‏گردانى، الهى اگر عفو فرمايى كه سزاوارتر از تو به عفو كردن است؟ و اگر چه مرگم نزديك و عملى كه مرا به آستانت نزديك سازد ندارم، امّا اعتراف به گناهان را وسيله قرب به آستانت قرار مى‏دهم.

إِلَهِي قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا إِلَهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَيَاتِي فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَمَاتِي إِلَهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَمَاتِي وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِي [تُولِنِي‏] إِلا الْجَمِيلَ فِي حَيَاتِي إِلَهِي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ

الهى، بر نفس خويش ستم كردم در اينكه براى استكمالش به اعتقاد حق و عمل صالح، بيجا مهلتش دادم (و به تسويف و خود فريبى گرفتارش نمودم) پس واى به حالش اگر او را نيامرزى. الهى، همواره خير گسترده‏ات در ايّام حياتم بر من جريان دارد، اين خير گسترده‏ات را در مماتم از من قطع مكن. الهى، چگونه از حسن عنايتت بعد از مرگ مأيوس مى‏شوم در صورتى كه اين تويى كه در حياتم، جز خير و جميل به من روا نداشتى. الهى، امورم را آن گونه كه شايسته تست به انجام رسان و فضل خود را به گنهكارى كه غريق امواج جهالت است، بازگردان.

إِلَهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبا فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَى [إِلَهِي قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَيَ‏] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ فَلا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ إِلَهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي إِلَهِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ إِلَهِي اعْتِذَارِي إِلَيْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِي يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ إِلَهِي لا تَرُدَّ حَاجَتِي وَ لا تُخَيِّبْ طَمَعِي وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي

الهى گناهانى را در دنيا بر من پرده‏پوشى فرمودى كه من به پرده‏پوشى آنها در آخرت محتاج‏ترم. الهى به من احسان كردى زيرا گناهانم را بر هيچ يك از بندگان صالحت آشكار نفرمودى، پس روز قيامت در محضر گواهان بر اعمال رسوايم مگردان. الهى جودت آرزويم را وسعت بخشيده و عفوت از عملم بهتر. الهى روزى كه ميان بندگانت داورى مى‏كنى به لقاء خويش خشنودم گردان. الهى عذر آوردنم به درگاهت، عذر آوردن كسى است كه نياز به قبول دارد، پس عذرم را بپذير، اى بزرگوارترين كسى كه تبهكاران به درگاهش عذر مى‏آورند، الهى حاجتم را رد مكن و دست طمعم را تهى بر مگردان و اميد و آرزويم را از خود قطع مساز.

إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعَافِنِي إِلَهِي مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِي فِي حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي طَلَبِهَا مِنْكَ إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا يَزِيدُ وَ لا يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ

الهى، اگر خواريم را مى‏خواستى هدايتم نمى‏فرمودى، و اگر مى‏خواستى كه رسوا شوم، اين همه آثار و اسباب رسوا انگيز از من نمى‏زدودى، اى خدايم هرگز به تو اين گمان را ندارم كه در حاجتى كه عمرم را در طلبش نابود ساختم. ردّم فرمايى. الهى حمد و ستايش بى نهايت و دائم و هميشگى از آن توست، كه همواره در فزونى است و فنا نمى‏پذيرد آن‏گونه كه دوست دارى و مى‏پسندى. الهى اگر مرا به جرمم بازخواست فرمايى، من از تو پرسش مى‏كنم كه عفوت كجاست، و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه فرمايى من از تو خواهم پرسيد كه مغفرت و پرده‏پوشى تو كجاست؟ و اگر مرا در آتش افكنى من به همه دوزخيان اعلام خواهم كرد كه دوستدار توأم

إِلَهِي إِنْ كَانَ صَغُرَ فِي جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِي فَقَدْ كَبُرَ فِي جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِي إِلَهِي كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوما وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّي بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِي بِالنَّجَاةِ مَرْحُوما إِلَهِي وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَيْتُ شَبَابِي فِي سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ إِلَهِي فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرَارِي بِكَ وَ رُكُونِي إِلَى سَبِيلِ سَخَطِكَ إِلَهِي وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ إِلَهِي أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيَائِي مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ

الهى اگر در كنار طاعتت، عملم ناچيز است، در كنار اميدوارى به كرمت، آرزويم بزرگ است. الهى چگونه از آستان جودت، تهيدست و محروم بر مى‏گردم در صورتى كه حسن ظنّ من به جودت اين بوده كه بر من خواهى رحمت آورد، و مقرون به نجاتم بر مى‏گردانى؟ الهى در حالى كه عمرم را در تيره‏روزى غفلت از تو تباه نمودم، و دوران جوانيم را در مستى دورى از تو فرسوده ساختم، در ايّامى كه مغرور پرده‏پوشى تو بودم و در راه غضب تو گام بر مى‏داشتم بيدار نگشتم، اى خدا هم اكنون من آن عبد فرزند عبد توأم كه در پيشگاه تو ايستاده و كرم عميمت را وسيله باز يافتن در حوزه بخشايشت قرار داده‏ام. الهى من عبدى هستم كه به آستانت جهت عذرخواهى از كردارهاى زشتى كه ناشى از كم حيائيم در محضرت بوده، آمده‏ام و از درگاهت خواستار عفو و گذشت از اوصاف كرم تو است.

إِلَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِي فِي كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِي مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ

الهى، قدرتى كه بدين وسيله از نافرمانيت باز گردم، ندارم مگر در وقتى كه براى بهره‏گيرى از محبتت بيدارم فرمودى و در اين صورت بوده چنانكه خواستى همانگونه شدم، پس شكر گزاريت كردم از آن رو كه مرا در حريم كرم خويش پذيرا شدى و قلبم را از پليديهاى غفلت از خويش تطهير فرمودى.


إِلَهِي انْظُرْ إِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ يَا قَرِيبا لا يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ يَا جَوَادا لا يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ


لهى، نظرى به من فرما، آن گونه نظر كه به اوليائت افكندى و انس روز افزونت را در دلهايشان به بار نشاندى، چون ندايشان مى‏كنى اجابتت مى‏كنند و عمل صالح از آنان مى‏طلبى، به حول و يارى تو اطاعتت مى‏كنند. اى نزديكى كه هرگز از فريفته و مفتونت دورى ندارى و اى بخشاينده‏اى كه هيچ‏گاه به اميدوار رحمتت، امساك نمى‏كنى.

إِلَهِي هَبْ لِي قَلْبا يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ
 
الهى، قلبى عطايم فرما كه شوقش او را به و زبانى كه صدقش به سويت بالا آيد و نظرى كه حقّش موجب قرب درگاهت شودتو نزديك سازد .


إِلَهِي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ‏] إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ يَا إِلَهِي فَلا تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لا تَحْجُبْنِي عَنْ رَأْفَتِكَ

الهى هر كس كه راه خودشناسى به دلالت تو پويد، به يقين مجهول و ناشناخته نخواهد بود، و هر كس كه به تو پناه آورد، به يقين خوار و بى يار نمى‏شود، و هر كس كه تو به وى توجه فرمايى، به يقين اندوهگين نمى‏گردد. الهى آن كس كه به دلالت تو ره پيمايد، حقا تابناك و فروزان است، و هر كس كه در جوار تو درآيد، براستى در مأمنى منيع مجاورت گزيده و من در پناهت آمده‏ام، اى خدا، حسن ظنّم را به رحمت خويش نوميد مگردان و از رأفت و مهربانى خويش محرومم مفرما.

إِلَهِي أَقِمْنِي فِي أَهْلِ وَلايَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّيَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ إِلَهِي وَ أَلْهِمْنِي وَلَها بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِي فِي رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ

الهى در كوى اهل ولايت خود، در اقامتگاه آن كس كه اميد افزونى محبّتت را دارد، اقامتم ده. خدايا شيفتگى به ذكرت را تا پايانى و نهايى آن به من الهام فرما و همّتم را در تحصيل آن نشاطى قرار ده، كه از كاميابى اسها و محل قدست نشأت مى‏گيرد.



إِلَهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلا أَلْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّي لا أَقْدِرُ لِنَفْسِي دَفْعا وَ لا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعا إِلَهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ [الْمَعِيبُ‏] فَلا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 15:35  توسط سعید  | 

دعاى امام زمان عجَّ الله تعالى فرجه

كفعمى در مصباح فرموده این دعاء حضرت مهدى صَلَواتُ اللّهِ عَلَیْهِ است .

اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ

خدایا روزى ما كن توفیق اطاعت و دورى از گناه

وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَ اَكْرِمْنا بِالْهُدى وَالاِْسْتِقامَةِ وَسَدِّدْ

و صدق و صفاى در نیت و شناختن آنچه حرمتش لازم است و گرامى دار ما را به وسیله هدایت شدن و استقامت و استوار كن

اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِكْمَةِ وَامْلاَْ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ

زبان‌هاى ما را به درستگویى و حكمت و لبریز كن دل‌هاى ما را از دانش و معرفت و پاك كن

بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاكْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ

اندرون ما را از غذاهاى حرام و شبهه ناك و بازدار دست‌هاى ما را از ستم و دزدى

وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِیانَةِ وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ

و بپوشان چشمان ما را از هرزگى و خیانت و ببند گوش‌هاى ما را از شنیدن سخنان بیهوده

وَالْغیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلى عُلَماَّئِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمینَ

و غیبت و تفضل فرما بر علماى ما به پارسایى و خیرخواهى كردن و بر دانش آموزان

بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعینَ بِالاِْتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ وَ عَلى

به كوشش داشتن و شوق و بر شنوندگان به پیروى كردن و پند گرفتن و بر

مَرْضَى الْمُسْلِمینَ بِالشِّفاَّءِ وَالرّاحَةِ وَ عَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفَةِ

بیماران مسلمان به بهبودى یافتن و آسودگى و بر مردگان آنها به عطوفت

وَالرَّحْمَةِ وَ عَلى مَشایِخِنا بِالْوَقارِ وَالسَّكینَةِ وَ عَلَى الشَّبابِ

و مهربانى كردن و بر پیرانمان به وقار و سنگینى و بر جوانان

بِالاِْنابَةِ وَالتَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّساَّءِ بِالْحَیاَّءِ وَالْعِفَّةِ وَ عَلَى الاْغْنِیاَّءِ

به بازگشت و توبه و بر زنان به شرم و عفت و بر توانگران

بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَراَّءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ وَ عَلَى الْغُزاةِ

به فروتنى و بخشش كردن و بر مستمندان به شكیبایى و قناعت و بر پیكار كنندگان

بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ وَ عَلَى الاُْسَراَّءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ وَ عَلَى الاُْمَراَّءِ

به یارى و پیروزى و بر اسیران به رهایى یافتن و آسودگى و بر زمامداران

بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالاِْنْصافِ وَ حُسْنِ السّیرَةِ وَ بارِكْ

به عدالت داشتن و دلسوزى و بر ملت به انصاف و خوش رفتارى و بركت ده

لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِى الزّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ

براى حاجیان و زائران در توشه و خرجى و به انجام رسان آنچه را بر ایشان واجب كردى از

الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِكَ وَ رَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ .

اعمال حج و عمره به وسیله فضل و رحمت خودت اى مهربان‌ترین مهربانان .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 15:11  توسط سعید  | 

زندگی نامه ی امام زمان(عج)

محمد بن حسن عسکري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است. در ١۵ شعبان سال ٢۵۵ هـ.ق در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسکري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است که گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر، خلف  صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.

 

تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسکري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال ٢٦٠ هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود که از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنکه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود که خليفه هاي عباسي تصميم به کشتن او داشتند.

 

 بنا به اخبار و روايات شيعه غيبت آن حضرت دو بار صورت گرفته است. دوران غيبت نخست را که تا سال 329 هـ ق ادامه داشت دوران غيبت صغرا يا دوره نيابت خاصه مي نامند. در اين سالها امام  به وسيله چهار نفر از نمايندگان خاص خود با شيعيان ارتباط داشت. اين چهار تن که آنان را نواب اربعه (نايبان چهارگانه) مي خوانند عبارتند از:

 

 ١- عثمان بن سعيد بن عمري، از ياران امام هادي (ع) و امام حسن عسکري (ع) او به دستور امام حسن عسکري تا پايان عمر نايب امام زمان (عج) بود.

 

٢- ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعيد، از شاگردان ياران امام حسن عسکري که پس از مرگ از پدرش، عثمان بن سعيد بن عمري، نيابت امام زمان (عج) را به عهده گرفت، او در سال ۳۰۴ يا ۳۰٥ هـ ق در بغداد درگذشت.

 

 ۳- حسين بن روح نوبختي که دستيار محمدبن عثمان بن سعيد بود و پس از مرگ وي نيابت امام را به عهده گرفت و در سال ۳۲٦ در بغداد درگذشت.

 

 ٤- علي بن محمد سُمري که بنا به وصيت حسين بن روح نوبختي نايب امام شد و در حدود دو سال رابط امام و شيعيان بود. او در نيمه شعبان ۳٢۹ در بغداد درگذشت.

 

 ـ با مرگ علي بن محمد سمري دوره غيبت صغرا يا نيابت خاصه پايان يافت و دومين دوره غيبت آن حضرت، یعنی دوران غیبت کبری، آغاز شد. این دوره تا ظهور امام زمان ادامه خواهد یافت. آخرین نامه و دستوری که سمری از امام زمان دریافت نمود به مضمون ذیل نقل شده است:

 

ـ «بسم الله الرحمن الرحیم، ای علی بن محمد سمری خدا اجر برادران ترا در مصیبت تو بزرگ گرداند. تو بعد از شش روز خواهی مرد. پس خود را آماده کن و به احدی برای جانشینی خود وصیت نکن. زیرا غیبت تامه آغاز می شود و دیگر ظهوری نخواهد بود مگر به اذن خدای تعالی و آن بعد از طول زمان و قساوت قلبها و پر شدن زمین از جور خواهد بود. زود باشد که در بین شیعیان کسانی بیایند که ادعای مشاهده کنند، هر کس مدعی مشاهده من قبل از خروج سفیانی و صیحة آسمانی بشود کذاب و مفتری است. و لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.»

 

ـ دوره غیبت کبری را دوران نیابت عامه نیز می نامند. نیابت عامه به این معنی است که در این دوره راهنمایی شیعیان به عهده فقهایی عالم از شیعیان است، که دارای شرایط تعیین شده برای راهنمایی هستند. در این دوره کسی مستقیماً از طرف امام زمان (عج) برای نیابت تعیین نمی شود.

 

ـ سبب واقعی پنهان شدن امام زمان (عج) از چشم مردمان در حدیثها بیان نشده است. حتی گروهی گفته اند علت غیبت بعد از ظهور امام زمان (عج) آشکار خواهد شد. اما از دلائل مهم غیبت، حفظ وجود امام از گزند دشمنان به فرمان خدا برای مصلحت اسلام و مسلمانان است. گذشته از این، غیبت امام زمان (عج) فقط از نظر ظاهری  است و از نظر معنوی رابطه او با مردم قطع نشده است.

 

در حدیثی از پیامبر (ص) درباره دوره غیبت امام زمان (عج) نقل شده، آمده است که ایشان مانند خورشید پنهان شده در پس ابر است که دیده نمی شود، اما انوارش به زمین می رسد وبه آن سود می رساند، همه مسلمانان، به دلیل حدیث هایی که از پیامبر (ص) روایت شده است، معتقدند که مهدی (عج) روزی ظهور خواهد کرد و جهان را پر از عدل و داد خواهد ساخت. امام تنها شیعیان هستند که به امامت او در دوران غیبت نیز معتقدند.....

 

ـ در دوران غیب کبری افراد بسیاری ادعای مهدویت کرده اند از جمله غلام احمد قادیانی، موسس فرقه قادیانی هند در ۱٢۳٥ هـ ق، سید علی محمد شیرازی معروف به سید باب، موسس فرقه بابیان در ایران، که به سال 1266 هـ ق در تبریز کشته شد و محمد احمد معروف به مهدی سودانی که در ۱۳۰٢ هـ ق (۱٨٨۱ م) در سودان بر ضد استعمارگران انگلیسی قیام کرد.....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:19  توسط سعید  | 

حدیث

تملاء الارض ظلماً و جوراً فيقوم رجل من عترتى فيملاءها قسطاً و عدلاً يملك سبعاً او تسعاً .

زمين پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قيام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت يا نه سال سلطنت نمايد.

 

لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء الارض  عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين .

قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .

 

المهدى رجل من ولدى وجهه كالكوكب الدرى

مهدى از فرزندان من است كه چهره اش چون ستاره تابان است .

 

 

لتملان الارض ظلما و عدواناً ثم ليخرجن رجل من اهل بيتى حتى يملاءها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراو ظلماً.

چون روزى فرارسد كه زمين پر از ظلم و ستم شود خداوند مردى از اهل بيت من ظاهر گرداند تا جهان را پر از عدل و داد كند .

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:18  توسط سعید  | 

قصه‌هایی هست از تشرّفات افرادی كه از امام پول، زن، سلامتی و امثال آن را می‌خواسته‌اند. اینها همه خوب است. ولی چرا انسان از حضرت آن چیزی را كه خود آن حضرت از خدا می‌خواهد طلب نكند؟
به همین دعای حضرت در ماه رجب توجّه كنید، حقیقتاً برای ما آموزنده است، ما هم همین‌ها را از خدا بخواهیم «وَ احتم لِی فِی قَضائِكَ خَیرَ ما حَتَمتَ؛ از قضاهای خودت، بهترینش را برای من تقدیر فرما».
«وَ اختِم لِی بالسَّعادةِ فی مَن ختمتَ؛ مرا از كسانی قرار بده كه امرشان را در این ماه به سعادت ختم می‌فرمایی». «و اَحیِنِی ما أحیِیتَنِی مَوفُورَاً و أمتِنی مَسرُورَاً و مَغفُوراً؛ زنده‌ام بدار در حالی كه از الطاف و رحمت‌هایت، حظّی وافر داشته‌ام و بمیرانم در حالی كه مسرور و آمرزیده‌ باشم». «واجعَل لی إلی رضوانِك وجِنانكَ مَصیراً؛7 برایم راهی به بهشت و رضوان خودت مقرّر فرما».
او رضوان و رضای خدا را می‌طلبد. ما هم همین‌ها را بطلبیم كه هیچ چیز بالاتر از رضای خدا و بالاتر از محبّت خدا و اولیای خدا وجود ندارد.
از امام زمان(علیه‌السلام) بخواهیم كه برایمان استغفار كند.یكی از چیزهایی كه خیلی مهم است، استغفار است. استفغار، پوشاننده‌ی سیّئات است. اگر طلبِ مغفرت جدّی باشد منجر به مغفرت می‌شود. یك وقت انسان خودش استغفار می‌كند، یك وقت دیگران برایش استغفار می‌كنند، رفقا برایش استغفار می‌كنند، آن هم مؤثر است امّا راه سومی هم وجود دارد كه بهتر از دو راه قبلی است و آن این است كه انسان به حجّت وقت متوسّل شود و از آن حضرت بخواهی كه یابن‌رسول‌الله! شما برایم طلب مغفرت كنید. من این مطلب را از این آیه شریفه می‌گویم:
و لَو انَّهُم إذ ظَّلَموُا أنفُسَهم جاؤُوكَ فاستَغفِروا اللهَ و استغفِر لهمُ الرَّسولَ لَوجَدوا اللهَ توّاباً رحیماً.*
اگر آنان وقتی كه به خود ستم كردند، پیش تو می‌آمدند و از خدا آمرزش می‌خواستند و پیامبر نیز برای آنان طلب آمرزش می‌كرد، قطعاً خدا را توبه‌پذیر مهربان می‌یافتند.
خداوند به پیامبرش می‌فرماید اگر اینها كه خلاف كرده‌اند، پیش تو می‌آمدند و از من طلب مغفرت می‌كردند، تو هم برایشان استغفار می‌كردی ـ اگر این دو استغفار با هم ضمیمه می‌شد ـ آن وقت « لَوجَدوا اللهَ توّاباً رحیماً» نمی‌فرماید: «یَغفِراللهُ لهم» یعنی خدا ایشان را می‌آمرزید، بلكه می‌فرماید: «لوَجَدوا الله توّاباً رحیماً» تعبیر بسیار جالبی است. یعنی در صورت استغفار خودشان و استغفار رسول خدا، در وجودشان می‌فهمیدند و می‌یافتند و درك می‌كردند كه خدا آنها را آمرزیده است. یعنی در آن صورت غفوریّت و رحمانیت خدا را درك می‌كردند.
امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) رضوان و رضای خدا را می‌طلبد. ما هم همین‌ها را بطلبیم كه هیچ چیز بالاتر از رضای خدا و بالاتر از محبّت خدا و اولیای خدا وجود ندارد.

خوب، آن وقت، حجّت خدا، رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌و‌آل٠ ?) بود و حالا حجّت وقت، امام زمان(علیه‌السلام) است. به خدا قسم اگر ما از امام زمان(علیه‌السلام) بخواهیم برایمان استغفار خواهند كرد. در ساحتِ مقدّس اینها بخل راه ندارد. امام زمان(علیه‌السلام) خلیفة خداست، مظهر تامّه حق است، اسم اعظم خدا، الان امام زمان است. اگر جدّاً بخواهیم، حضرت دعا می‌كنند، طلب مغفرت می‌كنند آن‌گاه انسان، غفوریّت و رحمانیّت خدا را لمس می‌كند.
برادران یوسف، بعد از آزار یوسف(علیه‌السلام)، وقتی متوجه شدند بدكاری كرده‌اند، پشیمان شدند و از پدر خواستند كه «یا اَبانا اِستَغفِرلَنا ذُنوبَنا...»9 گفتند: پدرجان! تو پیش خدا وجیه هستی، رسول و پیغمبر خدا هستی، پیش خدا آبرو داری، ما گناهكاریم پشیمانیم، از تو می‌خواهیم كه برایمان طلب مغفرت نمایی، یعقوب(علیه‌السلام) هم پذیرفت. ما هم از پدر حقیقی خود بخواهیم كه او برایمان طلب مغفرت كند. یعنی از امام زمان(علیه‌السلام) درخواست كنیم كه بعد از توبة حقیقی، برای ما طلب مغفرت كند زیرا او «وجیه عندالله» است. او محمود خداست، او ولیّ خداست، او همه كاره عالم است این توبه اگر با آن لطفِ مغفرت توأم شود قطعاً كارساز خواهد بود.
الان هم رسول خدا زنده است، باید از رسول خدا بخواهیم، از امام زمان بخواهیم و عرض كنیم: یابن‌رسول‌الله! ای عزیز فاطمه(س)! تو می‌دانی ما بیچاره هستیم و پناهی نداریم، یكی از القاب شما «غوث» است. یعنی پناه بی‌پناهان! شما پدر حقیقی ما هستید. ما بچه‌های بدی هستیم ولی شما پدر خوبی هستید، ما نوكرهای بدی هستیم، اما شما خوب آقایی هستید. ما كجا برویم، به چه كسی بگوییم و به كه پناه ببریم؟ ما شما را دوست داریم و تو از قلب ما خبر داری، در زیارت دارد «ولی حقّ مُوَالاتِی» دوستی، حق می‌آورد، ما حقِّ موالات داریم. به شما امید داریم و از شما می‌خواهیم كه شما به ما تصدّق كنید. كه خدا صدقه‌كنندگان را جزای خیر می‌دهد. دست گدایی‌ ما به سوی شما دراز است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:12  توسط سعید  | 

نامه حضرت ولی عصر"عج" خطاب به کسانی است که در وجود حضرت شک کرده بودند و شیخ ابی عمر عامری جواب حضرت را برای اینان آوردند :

(بسم الله الرحمن الرحیم)

خدا ما و شما را از فتنه ها عافیت دهد،و به ما و شما روح یقین را هدیه دهد.خدا ما را در پناه خودش قراردهد،شما را هم ازعاقبت بد درپناه خودش قراردهد،به من خبررسیده که شک کردید جماعتی از شما در دین، پس غمناک شدیم از شما که این (شک شما) بین ما وشما پرده انداخت (غصّه ما ) برای شماست نه برای خودمان،به درستی که خدا با ماست پس هیچ نیازی ما به غیر خدا نداریم،حق همیشه با ماست پس به وحشت  نمی اندازد ما راهر کس که بنشیند. و ما صنعت دست خداییم؛ومخلوقات،صنعت دست ما.

ای گروه چه شده است شما را تردد شما در شک است و در حیرت برگردانده شدید ،آیا این آیه قرآن را نشنیدید که خداوند عزّوجل می فرماید:

"ای کسانی که ایمان آوردید اطاعت کنید از خدا و اطاعت کنید رسول و اولی الامر از ایشان را "

آیاندانستید آن آثاری که به شما رسیده،آن چه که بوده و ایجاد شده از ائمه گذشته و باقی مانده شماست؟

آیا ندیدید که خدای سبحان چگونه برای شما پناهگاه هایی قرار داده است که شما در آن پناهگاه ها به آرامش برسید؟

آیا ندیدید که خداوند برایتان چه عَلَم هایی را قرار داده است که شما به واسطه  آن هدایت شوید؟

از حضرت آدم این پرچم بوده تا امامی که گذشت (امام حسن عسگری(ع)) هر زمان علمی ناپدید می شود علم دیگری پدید می آید وقتی خدا ستاره قبلی را گرفت شما گمان بی جا کردید که خدا دینش را باطل کرد،وسیله بین خود و مخلوق را برید این چنین نیست که شما گمان می کنید نه هیچ وقت بوده  و خواهد بود،تا زمان قیامت،و امر خدا ظاهر می شود در حالی که مردم کراهت دارند.

و پدرم با سعادت کامل بر روش پدرانش گذشت گام به گام جای آن ها قدم گذاشت،وصیت او و علم او در بین ما هست،و کسی که جانشین او باشد،وکسی که بنشیند جای او  هم در بين ما هست.هیچ کس با ما دعوا نمی کند  (در مورد موضوع جانشینی ) مگر کسی که ظالم و گناه کار باشد .

اگر فرمان خدا که هیچ گاه مغلوب نمی شود نبود،حتماً از موقعیت ما چیزی بر شما ظاهر می شد که عقل هایتان سرگردان شود،و شکهایتان از بین برود،ولی هر چه خدا بخواهد می شود .

پس تقوا دا شته باشید،وتسلیم ما شوید،امر شما بر ما وارد می شود ،پس بر ماست صادر کردن (پاسخگویی به شما)،و اراده نکنید بر پرده برداری از چیزی که پرده افتاده بر شما (منظور خود حضرت هستند که در پس پرده غیبت به سر می برند) میل نکنید از طرف راست و برنگردید به چپ.

من خیرخواهی شما را کردم و خدا شاهد بر من و شماست. اگر نبود نزد ما که دوست داشتیم صلاح شما و رحمت بر شما و دوست داشتیم دلسوزی بر شما را،ما از مورد خطاب قراردادن شما مشغول به کار دیگری می شدیم.

 خدا ما و شما را حفظ کند از قرار گرفتن در مهلکه ها و مرض ها و آفت ها به رحمت خودش، به درستی که خدا قادر بر هر چیزی است،وخدا هم برای ما و هم برای شما سرپرست و حافظ است و سلام بر همه اوصیاء و اولیاء و مؤمنين " و رحمة الله وبرکاته و صلی الله علی محمد النبی وسلم تسلیما"  

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 13:7  توسط سعید  | 

رمز گشایش

رمز گشایش

امامان معصوم(علیهم السلام) چنان مقام و منزلتی برای منتظران موعود آخر الزمان بر شمرده اند که گاه انسان را به تعجب وا می دارد که چگونه ممکن است عملی که شاید در ظاهر ساده جلوه کند،دارای چنین فضیلتی باشد.پیامبر گرامی اسلام(ص)می فرماید برترین عبادت ها انتظار فرج و

گشایش است وبرترین کارهای امت من،انتظارکشیدن برای آمدن مهدی است.

*********************************************

آیا امام زمان(عج)زن و فرزند دارد؟

خیلی از چیز هارا می دانیم وخیلی را هم نمی دانیم،در برخی هم شک وتردید داریم.دربارۀ زن وفرزند امام مهدی (عج)باید بگوییم که عقیده به ازدواج کردن یا نکردن حضرت مهدی(عج)جزء واجبات دینی و ایمانی نیست.هیچ نیازی نیست که حتماً ما بفهمیم که امام زمان(عج)زن وفرزند دارد یا ندارد؟ممکن است زمینۀ ازدواج برای وی فراهم نباشد یا به خاطر انجام وظیفۀ مهم تر،مصلحت نداند ازدواج کند.در هر صورت دلیل واقعی صد در صد به ازدواج کردن و یا فرزند داشتن آن حضرت نداریم؛ گر چه شواهدی ودلایلی وجود دارد که نشان می دهد ایشان زن و فرزند دارند

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 18:22  توسط سعید  | 

شرحه شرحه ها

  واژه ی انتظار قدیمی ترین واژه ای است که بر زبان انسان جاری شده است.

1 شیعه با اکسیژن انتظار زنده است.

2 منتظران نور،به تاریکی دل نمی بندند.

3 با هر واژه از دعای عهد هر صبحگاه خورشید بر آسمان می درخشد.

4 جمعه ی انتظار بعثت بزرگ هستی است.

5 برای رسیدن به قله ی انتظار باید همیشه راهنمود بود.

6 تد ی انتظار شاد ترین ترانه ی هستی است.

7 خورشید جمعه میلی به غروب ندارد.

8 چشم های چشم به راه،با اشک خود را شست و شو می دهند.

9 اشکی که در فراق یار می ریزد،اشک شوق است.

 ***********************************************

ویژگی های انتظار

 1 انتظارحلقه ی اتصال شیعه با امام معصوم (ع) است

2 انتظار ،معیار ارزش انسان ها است ؛زیرا گفته اند: بگو چه آرزوهایی دارای تا

بگویم کیستی .آرزو ها انسان را به حرکت وا می دارد و چون انسان منتظر از برترین و ارزشمند ترین آرزو ها و بهره من است ، با ارزش ترین انسان ها است.

3 انتظار، عامل پویایی و سازندگی است.

انسان منتظر با رعایت همه ی شرایط به شان و منزلت مورد نظر دین اسلام می رسد و به بالا ترین نقطه ی کمال دست می یابد.

 ***********************************************

 صاحب العصر (عج) بزرگ تکبیر گو در گوش جان جهانیان است.

قائم الزمان (عج) سردار بی همتای بر پا کنند گان نماز است .

همه جویای عدالتند و عدالت در انتظار موعود است .

همه در انتظار رحمتند و رحمت بزرگ خدایی از سر چشمه ی حضور موعود بر انسان ها می بارد.

***********************************************

 روزی ز سفر، ستاره بر می گردد، عشق من و تو دوباره برمی گردد، تردید مکن

مطمئن باش فردا شب آن دلبر ماهپاره بر می گردد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 12:13  توسط سعید  | 

مهمان گل ها

یک روز هنگام صحر

گل ها شکوفا می شود

آن روز، او می آید و

مهمان گل ها می شود

 

                           خون در رگ گلبرگ ها

                           آن روز جاری می شود

                           آن روز این دنیا پر از

                           عطر بهاری می شود

 

فریاد شادی می رود

از شوق او بر آسمان

آن روز، او می آید،او:

مهدی ، همان صاحب زمان

********************************************

ائینه چشم او

در دل هر باغچه ست

مثل گلی رنگ رنگ

آئینه چشم اوست

صاف و زلال و قشنگ

 

                                 خنده ی مهتاب از

                                 خنده ی زیبای او

                                 روشنی آفتاب

                                 از گل سیمای او

 

غنچه نگاهش پر از

عطر خوش و ناز اوست

توی نوک چلچله

نم نم آواز اوست

 

                               هست قنوتش پر از

                               شاپرک و یا کریم

                               از نفسش می چکد

                               بوی لطیف نسیم

 

ابر صدا می زند

گریه کنان:(( او کجاست ؟

سایه به سایه دلم

 در پی آن آشناست ))

 

                                  چشم جهان تشنه از

                                  دیدن رخساراو

                                  کی دلم ما می شود

                                  تازه به دیدار او؟

***********************************************

بخوان دعای فرج را

دعا اثر دارد

دعا کبوتر عشق است

بال و پر دارد

بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب

که روزگار بسی فتنه زیر سر دارد

بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا (س)

ز پشت پرده غیبت به ما نظر دارد

بخوان دعای فرج را به یاد خیمه سبز

که آخرین گل سرخ از شما خبر دارد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:28  توسط سعید  | 

وقتی بیایی

وقتی بیایی

ما مثل بچه پرستوییم

از ترس موج وباد می لرزیم

مانند ماهی توی حوض آب

سنگی گر افتاد می لرزیم

                                       وقتی بیایی با تو می گویم

                                       دست درختان بی تو بی برگ است

                                       برگی اگر دارند می ریزد

                                       حرفی اگر دارند از مرگ است

باید بیایی من به لبخندت

محتاج هستم ای پراز شادی

مثل یک ویرانه ویرانم

اما تو سر سبزی تو آبادی

                                      وقتی بیایی باتو... اما حیف

                                      حرفم زیاد و واژه هایم کم

                                      وقتی بایی می شوم باران

                                      در اوج گریه با تو می خندم      

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:26  توسط سعید  | 

ای عدل وعده داده شده ظهور کن و با

ظهور خود به چشم همه ی منتظرانت

روشنی بخش و فریاد هایی را که هم

اینک جائران زمان بر سر

مظلومان و مسلمانان می کشند

در گلو خفه کن.

************************************************

هنوزم

انتظارو انتظار است

هنوزم دلم به سینه بی قرار است

هنوز خواب می بینم به شب ها

همان مردی که بر اسبی سوار است

همان مردی که اید جمعه روزی و این پایان خوب

بازهم انتظار است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:25  توسط سعید  | 

یا مهدی

هم اول و هم اخر

هم مصدر عشقی

هم عشق نبی

روح علی

کوثر عشقی

مقصود پیمبر همه این است به مبعث

هم حجت حق مهدی موعود

تو آن دلبر عشقی

************************************************

دلم هوای تو کرده

هوای امدنت

صدای پای تو آید

صدای امدنت

بهار با تو بیاید به خانه دل ما

قدم به خانه ما نه

صفای امدنت


+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:25  توسط سعید  | 

مثل آسمان عمیق

 

سلام جمکران

که در کنار کوه ها نشسته ای

به سوی افتاب قد کشیده ای

به فکر ابر های دسته دسته ای

 

سلام جمکران

 که تا سپید می رسد

تو با کبوتران خوش صدا

صمیمی ورفیق می شوی

کبوتران که از میان آسمان

به سوی تو روانه می شوند

تومثل آسمان عمیق می شوی

 

سلام جمکران

که ظهرها

سرود آسمانی اذان

زقلب تو روانه می شود

سرود تو به هر کس که می رسد

دلش پر از گل و جوانه می شود

 

سلام جمکران

که هر شبی میان تیره گی ها

دلت پر از صفا و میهمانی است

دل ات پر از تپش

پر از هوای زندگانی ست

دوباره هر کسی

به میهمانی تو می رسد

که جست و جو کند بهار را

و می توان شنید در میان ناله های او

 سرود انتظار را...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:24  توسط سعید  | 

آدینه

جمعه یعنی تاب ابروی نگاه

جمعه یعنی یک غروب غصه دار

جمعه یعنی مهدی چشم انتظار

************************************************

امان از هجر بی پایان مهدی

غروب جمعه و هجران مهدی

امان از زمانی که بیفتد

بروی نامه ام چشمان مهدی

دلش می گیرد و با چشم گریان

بگوید این هم از یاران مهدی

************************************************

هر هفته یک جمعه دارد

وهر روز یک خورشید

اما...

هر شنبه انتظار جمعه می کشیم

و هر شب در انتظار نوریم

جمعه پایان هفته نیست

آغاز انتظار است

وخورشید

هرچند در پس ابر باشد

روشنا بخش زندگی ماست

روزی فرا خواهد رسید

که خورشید انتظار طلوع می کند

بی آن که در غرب به خاموشی بگراید

و هفته ای فرا خواهد رسید که تمام روز هایش جمعه است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 19:23  توسط سعید  | 

در انتظار جمعه ها

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

 

چه اشک ها به چهره ها رسوب شد نیامدی

 

   خلیل اتش سخن تبر به دوش بت شکن

 

                                                  خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

 

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه

 

ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی

 

                                            تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

 

                                         دوباره صبح ظهر نه غروب شد نیامدی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:12  توسط سعید  | 

ظهور

 

شبی را به خوابم بیا نازنین!

 

دلم راپر از بوی خورشید کن

 

بیا چشمۀ غصه های مرا

 

پر از جوششِ شعر امید کن

 

بیا تا بگویم که بی تو زمین

 

چه شب ها که از غصه نالیده است

 

گُل خنده را سال ها از لبش

 

غمِ دوریِ روی تو چیده است

 

بیا که جهان زیر هر گام تو

 

پر از رویش سبزه هامی شود

 

دلِ آسمان پُر زِ رنگین کمان

 

زمین غرقِ ذکر خدا می شود

 

به سوی تو بالِ درختان خشک

 

دودست رهاوپرازخواهش است

 

کنارتوآغوش سرسبزِ دشت

 

پر از عطر خوشبوی آرامش است

 

 

شبی را فقط یک شب ای مهربان

 

به خوابم بیا،در کنارم بمان

 

بیا چند بیتی زِ شعر ظهور

 

به آواز بارانیِ خود بخوان

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 10:23  توسط سعید  | 

 

نام های امام زمان(عج)فراوان است

ولی الله        بقیت الله         حجت الله        عین الله         نورالله         عبدالله         گل نرگس         یوسف زهرا         

اباصالح المهدی          مهدی موعود

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 10:5  توسط سعید  | 

پنهان شدن امام زمان(عج)از دید عموم مردم،دو مرحله داشت:

 

یکی کوتاه که به ان غیبت صغرامی گویند دوّمی دراز مدّت،که

 

ان

 

را غیبت کبرا که از سال 260 هجری قمری مطابق با سالی که

 

امام حسن عسکری(ع)امام یازدهم ما شیعیان وفات

 

کردند،آغازگردید این غیبت به مدت69سال طول کشید و در سال

 

329که سال وفات آخرین نمایندۀ حضرت مهدی(عج) در میان

 

مردم بود،پایان یافت.از آن زمان تا کنون غیبت کبرا شروع و

 

ادامه یافته است.

 

در واقع،غیبت صغرا مقدمۀ غیبت کبرا وزمینه ساز ان

 

است؛زیرا

 

اگر یک مرتبه امام زمان (عج)غیبت کبرا داشتند،باعث انکار

 

عدّه

 

ای وگمراهی مردم می شود؛البته دوری امام زمان(عج)از مردم

 

در غیبت وادامۀ آن در غیبت کبرا دارای دلیل های فراوانی

 

است.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 10:4  توسط سعید  | 

بوی از بهشت

 

 نام اوحضرت مهدی (عج)است او امام دوازدهم ومعصوم

 

چهاردهم است.واپسین وصیّ وکامل کنندۀ دین است.مردم برای

 

دیدنش لحظه شماری می کنند؛ودعامی کنند که فرج ایشان زودتر برسد

در کودکی به ناچاراز دیده ها پنهان شد البته نه آن که اصلاً نیست

 

بلکه در همه جا هست و به یاری مؤمنان ونیازمندان می شتابد.هر

 

کسی که ایشان را ببیند آرزوی دو باره دیدن او را دارد.

 

و پیامبری که همراه اوخواهد بود هنگام ظهور حضرت عیسی است

 

ای عزیزان!بی شک کتاب های زیادی در این زمینه وجود

 

دارد وبلاگ حاضر صرفاً نقل قولی است

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 10:1  توسط سعید  |